سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
32
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شارح ( ره ) در ذيل [ و يقتل مستحل الخمر اذا كان عن فطرة ] مىفرماين : او را طبق اين قول توبه نداده بلكه بمجرّد اينكه حكم به حلّيت شرب مسكر نمود وى را مىكشند زيرا بواسطه اين حكمى كه نموده مرتد شده و انكارش او را از دين اسلام خارج مىكند چه آنكه حرمت شرب مسكر از ضروريّات دين اسلام بوده كه منكرش مرتد و واجب القتل است . سپس در ذيل قول مصنف ( ره ) كه فرموده : [ قيل ] مىفرماين : قائل اين قول مرحوم شيخ مفيد و شيخ طوسى بوده كه مىفرماين : مستحل شرب خمر را نبايد كشت بلكه لازم است توبهاش داد پس اگر توبه نمود كه مطلوب حاصل است و در غير اين صورت وى را به قتل بايد رساند . ولى رأى اوّل از نظر ما اقوى است . بلى در صورتى كه ارتداد مرتدّ ملّى باشد البته ابتداء او را قطعا بايد توبه داد چنانچه حكم كسى كه به غير استحلال شرب خمر مرتد شده همين است و بهرصورت اگر توبه را پذيرفت و از ارتدادش برگشت و پشيمان شد وى را رها مىكنند ولى در غير اين صورت او را مىكشند . ناگفته نماند كه زن را مطلقا بايد توبه داد و نكشت اعمّ از آنكه ارتدادش فطرى بوده يا ملّى باشد . قوله : اذا كان عن فطرة : ضمير در [ كان ] به ارتداد راجعست . قوله : لانّه مرتد : ضمير در [ لانّه ] به مستحل الخمر راجعست . قوله : من حيث انكاره ما علم من دين الاسلام : ضمير مجرورى در [ انكاره ] به مستحل الخمر راجعست و مقصود از [ ما علم الخ ] حرمت